خوانندگان پار متال
خوانندگان

در پاور متال توجه ویژه‌ای به نحوه اجرای خواننده شده‌است، در این سبک خواننده اصواتی بسیار ملایم‌تر و ظریف‌تر از اصوات درشتی که خواننده‌ها در سبک‌هایی چون دث متال و بلک متال اجرا می‌کنند را از خود بروز می‌دهد. در دنباله میراث بزرگانی چون رونی جیمز دیو، بروس دیکینسون و راب هالفورد و دیگر خوانندگان مشهور سبک هوی متال، خوانندگان پاور متال هم در «کوک اصوات بالا» می‌خوانند.





صدای اکثر خوانندگان این سبک در ردهٔ تنور است که توانایی اجرای نُت‌های بسیار بالا را دارند. از میان آن‌ها می‌توان خوانندگان بزرگی چون تیمو کوتیپلتو از گروه استراتو وریوس، مایکل کیسکه خواننده سابق گروه پرآوازه هلووین، اندی دریس خواننده فعلی گروه هلووین و رالف شفرز خواننده گروه پریمال فیر را نام برد. البته در طول سوابق تاریخی سبک پاور متال ما به خوانندگانی چون مت بارلو از گروه آمریکایی آیسد ارث یا ماتیاس بلد از گروه فالکونر و یا یوآخیم بردن خواننده گروه ساباتون بر می‌خوریم که بر خلاف گروه‌های قبلی صدایی درشت و بم دارند گرچه در بعضی آهنگ‌های بخصوص مانند قطعه «Creator Failure» از آلبوم Burnt Offerings مت بارلو اجرایی متفاوت دارد آنچنانکه ناخودآگاه صدای راب هالفورد تداعی می‌شود.

خوانندگان پاور متالی همچون اندی دریس از هلووین، تیمو کوتیپلتو از استراتو واریوس و کای هانسن از گاما ری و یا هانس کورش ار بلایند گاردین معمولاً در هنگام ضبط قطعات در استودیو در چندین لایه اقدام به ضبط صدای‌شان می‌کنند. به این کار استفاده از جلوهٔ کُرال(آوازخوانی گروهی) می‌گویند و این یادآور گروه راک انگلیسی کوئین است که از این جلوه در کارهای خود استفاده می‌کردند. البته ما در ژانرهای دیگر هوی متال نیز شاهد خوانندگانی هستیم که گاه صدایی شبیه به خوانندگان پاورمتال دارند و به اصطلاح صدای آنها «کوک اصوات بالا» را دارد مانند جویی بلادونا از گروه آمریکایی ترش متال آنترکس. با این اوصاف می‌توان نتیجه گرفت که خوانندگی با کوک صدای بالا منحصرا به خوانندگان گروه‌های پاورمتال نمی‌شود ولو اینکه از این نوع خوانندگی بیشتر در سبک پاورمتال استفاده می‌شود.






موضوع اشعار

مضمون اشعار در سبک پاور متال اگرچه که مانند خود متال از گوناگونی زیادی برخوردار است ولیکن در این سبک اغلب از مضامینی همچون مضامین خیالی و افسانه وار (مانند : گروههای راپسودی آو فایر، بلایند گاردین و فالکونر) استفاده می‌شود و همینطور مضمون برادری و پایبندی به تعهدات مضمونی است که مورد استفاده بعضی گروه‌های پاور متالی چون استراتو واریوس، هلووین، گاما ری، همرفال و دراگن فورس قرار گرفته‌است. همچنین موضوعات روانشناسانه‌ای چون تقلای درونی و احساسات نیز درون‌مایهٔ اشعار بعض دیگری از گروه‌های پاورمتال شده‌است. که از میان آن‌ها می‌توان از پریمال فیر و نایت ویش نام برد. اما موضوعات دیگری همچون مرگ و جنگ را می‌توان در آثار گروه‌هایی چون منووار، ساباتون و آیسد ارث یافت. موضوعات ضد مذهبی و سیاسی که در متال رایج هستند در اینجا و در این سبک کمتر به چشم می‌خورند.






تنظیم آهنگ و سازبندی

در پاورمتال گیتار الکتریک و گیتار باس ریف‌هایی با تمپوی بالا را می‌نوازند، ولی آکوردها در این سبک با سرعت پایین تری تغییر می‌کنند با تمپویی منظم در هر میزان و یا حتی آهسته‌تر. هرچند که وجود سولوهای فوق سریع و سخت در این سبک تقریبا اجتناب ناپذیر جلوه می‌کند. تغییر آهسته آکوردها در پاورمتال همان مفهومی را در تعریف پاورمتال دارد که تغییر سریع آکوردها در تعریف سبک ترش متال رایج دارد. معمولاً در این سبک استفاده به‌جا و مناسبی از آکوردهای ماژور می‌شود و این دقیقا همانند استفاده خوب از آکوردهای سری سیرکل است. از گیتاریست‌های توانمند و صاحب سبک در پاورمتال می‌توان کای هانسن از گاما ری، مایکل ویکاث از هلووین و تیمو تولکی از استراتو واریوس را نام برد.

تعدادی از نوازندگان درامز پاورمتال برای آن‌که بتوانند نت‌های سیکسوله را با قدرت و دقت بیشتری بر سر هر ضرب بنوازند معمولاً از پدال دوبل باس و یا از دو عدد طبل باس استفاده می‌کنند. اصولا این تکنیک در پاورمتال به نسبت سایر ژانرهای هوی متال معمول‌تر است ولی مختص پاور متال نیست و در دیگر شاخه‌های موسیقی هوی متال هم کاربرد دارد. این روش نوازندگی درامز توسط اینگو شویتنبرگ (نوازنده درام هلووین) کامل شد. روش و تکنیک او امروزه مورد استفاده بسیاری از نوازنده‌های درامز دیگر قرار گرفته‌است . با این وجود در سبک پاور متال شاهد تعدادی نوازنده درامز هستیم که از شیوهٔ دیگری به غیر از این شیوه استفاده می‌کنند. آنها از تکنیک مورد استفاده در سبک ترش متال یعنی استفاده سریع‌تر و انفجاری از دو طبل باس که ۳ ضرب را به ۶ ضرب با زدن یک ضربهٔ اضافی تبدیل می‌کند استفاده می‌کنند. از این دست نوازندگان می‌توان درامرهای آیسد ارث و بلایند گاردین را نام برد. روش غیر معمول دیگری هم در این سبک به چشم می‌خورد که ضرب انفجاری (به انگلیسی: blast beat) نام دارد. درامرهای دو گروه دراگون فورس و سلادور از این تکنیک استفاده می‌کنند.

ساز کیبورد هم معمولاً توسط گروه‌های پاورمتال در سازبندی آهنگ‌ها مورد استفاده قرار گرفته و می‌گیرد. این کار توسط جنز جانسون از گروه استراتو وَریوس همگانی شد، البته استفاده آن‌ها از لهجه‌های ظریف به صداهای پر در ملودی متغیر می‌نماید. بعضی از گروه‌های سمفونی پاورمتال مانند نایت ویش، راپسودی آو فایر و یا فیری لند در ضبط و استفاده بیشتر از عناصر موسیقی سمفونیک شهرت دارند. این گروه‌ها به‌جای نوازندهٔ کیبورد از ارکسترهای مجهز برای همراهی با موسیقی‌شان استفاده می‌کنند.






گونه‌های پاورمتال
گونهٔ آمریکایی

پدید آمدن پاورمتال آمریکایی را مربوط به دهه۸۰می دانند و آن را شاخه نوظهوری از کلاسیک متال، ترش متال و اسپیدمتال دانسته‌اند. این سبک معمولاً سریع، رک و بی پرده، سنگین و مهاجم‌گونه است که حال و هوای حماسی رزم گونه خاصی را القا می‌کند. در این گونه هیچ گاه کیبورد نقش بزرگی را ایفا نکرده و در عوض توجه بیشتر بر روی خوانندگی و ریف‌هاست. از این گونه می‌توان به منو وار، آیسد ارث و جگ پنزر اشاره کرد.
گونهٔ اروپایی
سرچشمه این گونه را از موج نو هوی متال انگلیسی دانسته‌اند، پدید آمدن "ملودیک پاورمتال" را به ظهور گروه آلمانی هلووین در دههٔ ۸۰ میلادی و گروه فنلاندی استراتو واریوس در دههٔ ۹۰ نسبت می‌دهند. در این گونه تمرکز ویژه‌ای بر روی ملودی شده و حال و هوای مثبت و روشنی دارد. گروه پر آوازه هلووین توانست با ترکیب ریف‌های سریع خفه شده اسپید متال و اجرای خواننده با کوک صدای بالا سبک جدیدی را پدید آورد که امروزه آن‌را «ملودیک پاور متال» می‌نامیم. ضبط آلبوم نگهبانان هفت کلید قسمت اول توسط هلوین را نقطه تولد پاورمتال دانسته‌اند. استراتو واریوس هم توانست که با استفاده از کیبورد و گیتار که قطعات سولوی نئو-کلاسیک را می‌نوازد در پیشرفت قسمت ملودیکِ پاورمتال موفق باشد.





پراگرسیو متال

پراگرسیو متال (به انگلیسی: Progressive metal) که به اختصار Prog Metal نیز خوانده می‌شود، نوعی زیر شاخه از موسیقی سبک هوی متال است که در آن هوی متال با پراگرسیو راک ترکیب می‌شود و معمولاً دارای ساختاری بسیار پیچیده است. این سبک نیم نگاهی به موسیقی کلاسیک هم دارد.

از گروه‌های مطرح این سبک بطور نمونه می‌توان از اپث (Opeth)، اریون (Ayreon) و ریور ساید (Riverside) نام برد.

گروه اپث با ترانه هایی پر ابهت در سبک پروگرسیو دث متال و پروگرسیو متال و اریون با ترانه های پروگرسیو متال حماسی و خلاقانه بخصوص در آلبوم آخر این گروه و همچنین گروه ریور ساید با آهنگهای ملودیک خود بیشترین طرفداران را به خود جذب کرده اند.





اسپید متال

اسپید متال (به انگلیسی: Speed metal) یکی از زیر شاخه‌های موسیقی سبک هوی متال است که در اوایل دههٔ ۸۰ میلادی پدید آمد، ریشه‌های این سبک به موج جدید هوی متال انگلیسی و هاردکور پانک بر می‌گردد. این سبک در سایت آل میوزیک اینگونه تعریف شده‌است : «موسیقی به شدت سریع، سوزان و بطور سخت و طاقت فرسا تکنیکال». و همچنین در همین سایت عنوان شده‌است که اگر سرعت و تکنیک‌های طاقت فرسا را از اسپید متال بگیریم آنگاه ترش متال را خواهیم داشت.

قطعهٔ «Stone Cold Crazy» از آلبوم Sheer Heart Attack گروه موسیقی کوئین که توسط گروه متالیکا اجرای مجدد شد یک نماد اسپید متال است. از گروه‌های تاثیرگذار در شکل‌گیری این سبک می‌توان به موتور هد و جوداس پریست اشاره کرد.





سمفونیک متال

سمفونیک متال (به انگلیسی: Symphonic metal) یا اپرا متال سبکی از هوی متال است که در آن از عناصر سمفونیک استفاده می‌شود. این عناصر شبیه همان عناصر سمفونیک کلاسیک اجرا می‌شوند. در واقع سمفونیک متال دو تعریف مجزا دارد؛ اولی همان تعریف اشاره شده یعنی یکی از زیر شاخه‌های هوی متال و دیگری نامی است که به دیگر زیر شاخه‌های متال داده شده‌است و گونه‌های‌های مختلف این زیر سبک‌ها را ترکیب می‌کند و این با استفاده از تاثیر گذاری خوانندگی یک خواننده زن و حال و هوایی اپرایی/کلاسیک انجام می‌پذیرد بطوری‌که قطعه موسیقی آفریده شده احساس سمفونیک بودن را به شنونده القا می‌کند.






ویژگی‌های موسیقایی

سمفونیک متال با تعریف یک سبک، پایه و اساس موسیقی برگرفته از نمونه‌های اولیه گوتیک متال، پاور متال و موسیقی کلاسیک دارد.

گیتار و گیتار باس در این سبک بطور معمول از الگوهای گوتیک متال بوسیله ترکیب کردن دیگر سبک‌های گیتار در متال استفاده می‌کنند. معمولاً در این روش سبک‌ها آمیخته‌ای از پاور متال، دث متال، بلک متال و پروگرسیو متال را در بردارند البته گاهی عناصر راک هم به آن افزوده می‌شود. بطور نمونه سمفونیک متال با ترکیب عناصر سبک‌های نام برده شده و عناصر موسیقی کلاسیک، قطعاتی را خلق می‌کند که به شدت حال و هوای سمفونیکی دارد. گروه‌هایی که از عناصر راک استفاده می‌کنند معمولاً برداشت خیلی ساده‌ای از سبک را ارائه می‌دهند. آنها با استفاده از ملودی‌هایی ساده و جذاب موسیقی دلخواه‌تر و همگانی‌تری را عرضه می‌کنند. اما عنصر دیگری که در این سبک وارد می‌شود استفاده هرچه بیشتر از ملودی‌ها و سولوهای نواخته شده توسط گیتار است. این عنصر حال و هوای آتشی‌تری به این سبک می‌دهد، البته باید گفته شود که این ویژگی از پاور متال الهام گرفته شده‌است.

کیبوردها نقش بسیار مهمی را در سمفونیک متال بازی می‌کنند و در واقع نقش کیبورد را می‌توان نقطه کانونی موسیقی این سبک دانست. هنگامی که دیگر سازها قطعاتی نسبتاً ساده را می‌نوازند این کیبورد است که قطعات پیچیده‌تر و تکنیکی‌تر را می‌نوازد. در هر سبک شناخته‌شده‌ای که مربوط به سمفونیک متال باشد، تنها کیبوردها هستند که برای نواختن قطعات کلاسیک یک آهنگ استفاده می‌شوند. این ساز توانایی پوشش دادن تمام فرم‌های موسیقی کلاسیک را دارد. بعضی مواقع در هنگام اجراهای زنده شاهد آن هستیم که گروه‌ها تمایل دارند به‌جای استفاده از سمپل‌های دیجیتالی کیبورد، از ارکستر و سازهای واقعی بهره ببرند.

حال و هوای موسیقی در این سبک بسته به خود قطعه موسیقی دارد، اگرچه حتی آهنگ‌هایی که حال و هوایی بیمارگون و دهشتناک دارند در نهایت حس خوبی را به شنونده القا می‌کنند. جو و حال و هوای موسیقی در این سبک کاملاً از نحوه اجرای کیبورد و دیگر سازهایی که از کیبورد تقلید می‌کنند مشخص می‌شود.

اشعار استفاده شده در این سبک از موضوعات بسیاری بهره می‌برند. معمولاً اشعار در این سبک موضوعاتی از اشعار سبک پاور متال را به عاریه می‌گیرند. اشعار در سمفونیک متال مانند آنچه در گوتیک متال اتفاق می‌افتد برای تهیهٔ آلبوم‌های مفهموی مرتب می‌شوند.

گروه‌های سمفونیک متال در قسمت خواننده معمولاً از یک خواننده زن بهره می‌برند تا بتوانند از توانایی آنها در اجرای قطعه‌های آوازی سوپرانو بهره ببرند. در بعضی گروه‌ها هم شاهد آن هستیم که به شیوهٔ هنرمندان گوتیک متال از خواننده هم‌خوان مرد برای اجرای بک وکال استفاده می‌کند. گروه‌هایی که از خواننده مرد استفاده می‌کنند ناخواسته وارد سبک سمفونیک پاور متال می‌شوند.





ترش متال

تِرَش متال